بچه ها، من یک مکنده خوبی هستم، می توانم کار کنم، می توانم یک شماره به شما بدهم.
گوستاو| 8 چند روز قبل
وقتی دخترها سیاهپوست را می بینند، پاهای خودشان را از هم باز می کنند. اینگونه است که سبزه ها با دیدن یک سیاهپوست وارد شلوار او می شوند. و وقتی یک پیچ بزرگ را در آنجا پیدا می کنند، تا زمانی که همه آن را نمکند نمی توانید آن را از گوششان بیرون بیاورید. این گونه عوضیها تا آخرین قطره را بیرون میریزند!
چارلز| 26 چند روز قبل
اسم مدلش چیه
راکی| 57 چند روز قبل
دخترخوانده تصمیم گرفت که لیسیدن بیضه های پدر ناپدری و نشستن روی خروسش بیشتر از پشت کتاب های درسی او سرگرم کننده است، بنابراین او را اغوا کرد. حالا این رمز و راز بین آنها، آنها را به یکدیگر نزدیکتر می کند.
بچه ها، من یک مکنده خوبی هستم، می توانم کار کنم، می توانم یک شماره به شما بدهم.
وقتی دخترها سیاهپوست را می بینند، پاهای خودشان را از هم باز می کنند. اینگونه است که سبزه ها با دیدن یک سیاهپوست وارد شلوار او می شوند. و وقتی یک پیچ بزرگ را در آنجا پیدا می کنند، تا زمانی که همه آن را نمکند نمی توانید آن را از گوششان بیرون بیاورید. این گونه عوضیها تا آخرین قطره را بیرون میریزند!
اسم مدلش چیه
دخترخوانده تصمیم گرفت که لیسیدن بیضه های پدر ناپدری و نشستن روی خروسش بیشتر از پشت کتاب های درسی او سرگرم کننده است، بنابراین او را اغوا کرد. حالا این رمز و راز بین آنها، آنها را به یکدیگر نزدیکتر می کند.
دلش برای من نمی سوزد، خودش می خواست
نام دوم چیست؟
بد نیست بد نیست.
ممم) من دوست دارم جای او باشم.